میگساران
عاشقان روی او را خانه و کاشانه نیست مرغ بال و پر شکسته فکر باغ و لانه نیست
گر اسیر روی اویی , نیست شو پروانه شو پای بند ملک هستی در خور پروانه نیست
می گساران را دل از عالم بریدن شیوه است آن که رنگ و بوی دارد لایق می خانه نیست
راه علم و عقل با دیوانگی از هم جداست بسته ی این دانه ها و دام ها دیوانه نیست
مست شو دیوانه شو از خویشتن بیگانه شو آشنا با دوست راهش غیر این بیگانه نیست.
امام خمینی رحمه الله عليه
فرازهايی از الهی نامه ی آيت الله حسن زاده آملی
الهی! ما همه بیچاره ایم و تو تنها چاره ای و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.
الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم؟
الهی! عقل و عشق سنگ و شیشه اند . عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهی! ای آشنایم ! تو خود دانی که بیگانه ام , بیگانه ترم کن . خوشا به حال مومن که غریب است!

گزيده ای از وصيت نامه ی امام خمينی رحمه الله عليه
« و از جوانان ، دختران و پسران می خواهم که استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را ولو با تحمل زحمت و رنج ، فدای تجملات و عشرت ها و بی بند و باری ها که از طرف غرب و عمّال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند که آنان چنان چه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان از سرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخایر شما و به بند استعمکار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی کنند و می خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده نگه دارند.
و وصیت این جانب به جوانان عزیز دانش سراها و دبیرستان ها و دانشگاه ها آن است که خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملت خودشان مصون باشد. »
(رهنمودهای جاودانه.سید محمد شفیعی مازندرانی)
تسبيح حضرت زهرا سلام الله عليها
يكی از هديه های معنوی حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ، ذكر تسبيح آن حضرت است كه ثواب و اجر فراوانی برای آن نقل شده و هم در زندگی دنيايی اثرگذار است و هم در توشه ی آخرت انسان ذخيره ی قابل توجهی به حساب می آيد كه حتی آن را ” أفضل الأذكار ” شمرده اند همه ی علما بر استحباب آن اتفاق نظر دارند.
امام باقر عليه السلام فرمودند:
« مَنْ سَبَّحََ تسبيحَ زهراء سلامُ الله عليها ثمَّ إسْتغفَرَ غَفَرَ له و هی مائهٌ باللِّسان و ألفٌ فی الميزانِ و تَطردُ الشيطانَ و تَرضیَ الرّحمانَ »
كسی كه تسبيح حضرت زهرا را بگويد و پس از آن استغفار نمايد خداوند گناهانش را می آمرزد و اين تسبيح در زبان صد تاست ولی در موقع حساب و كتاب قيامت هزار تا حساب می شود و اين ذكر دور كننده ی شيطان و خشنود كننده ی خدای رحمان است.
(وسائل الشيعه.ج4.ص1023 به نقل از كتاب فاطمه (س) كوثر خدا.ابوالفضل سبزی)

چفيه
چفيه يعنی در ولايت حل شدن
نقشه ی روبه دلان ، مختل شدن
چفيه ای از چفيه ها جا مانده است
روی دوش شير تنها مانده است
چفيه ها را پر كنيد از اعتبار
پر كنيد از عشق رهبر ، كوله بار
كوله بار بی محبت ، بار نيست
چفيه ی تنها ، خُم اسرار نيست
چفيه يعنی كنج سنگر سوختن
در خط زيبای رهبر سوختن
چفيه يعنی عصر زيبای علی
بوسه باران كردن پای علی
چفيه ها بايد ولايت جو شوند
وقت شب سجاده ای خوشبو شوند
بی علی رويان اسير ماتمند
بی ولايت زادگان محو غمند
شيعه در كلام حضرت زهرا سلام الله عليها
حضرت فاطمه سلام الله عليها فرمودند :
« شيعيان ما بهترين افراد اهل بهشتند و همه ی دستان ما و دوستانِ دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. كسی كه با قلب و زبان تسليم ما اهل بيت شده اما از اوامر ما سرپيچی كند و نواهی و موارد پرهيز را محترم نشمرد از شيعيان واقعی ما نخواهد بود ، گرچه اين گروه نيز پس از پاك شدن از گناهان و تحمل مشكلات روز قيامت و قرار گرفتن اندك زمانی در طبقات بالای جهنم و چشيدن عذاب ، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستی شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پيشگاه خودمان انتقال خواهيم داد. » (بحارالانوار،ج65،ص155)
يك شبهه !
یکی از سؤالاتی که مطرح می شود این است که اگر زن و مرد در مسائل و کمالات علمی امتیازی بر هم ندارند پس چرا زن برای فراگیری علم باید از مرد اجازه بگیرد و در صورت عدم اجازه ی شوهر به ناچار از کسب علم محروم می شود ؟
در جواب باید گفت : فراگیری علم بر دو قسم است : یک قسم سلسله علومی است که فراگیری آن ها از واجبات عینی است و در فراگیری این دسته از علوم مرد حق منع ندارد و اگر منع نمود موافقتش واجب نیست. اما قسم دیگر علومی است که فراگیری آن ها واجب کفایی است و اگر چنان چه در این بخش از علوم دیگران به حد کفایت اقدام به فراگیری نکردند فراگیری این قسم از علوم بر زن واجب عینی می شود و باز مرد حق منع ندارد و حتی در مواردی که حق منع دارد زن می تواند شرط کند و بگوید من با این شرط کارهای منزل را انجام می دهم که این مقدار از وقت را برای فراگیری علوم اختصاص بدهم و این در اختیار خود اوست .
(زن در آینه ی جلال و جمال.آیت الله جوادی آملی)

شخصيت علمی امام رضا عليه السلام
امام هشتم علیه السلام چونان نیاکان وارسته اش از مقام علمی والایی برخوردار بودند تا آن جا که وی را «عالم آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم» لقب دادند.
اباصلت از محمد بن اسحاق بن موسی بن جعفر علیه السلام نقل کرده است :امام موسی بن جعفرعلیه السلام به فرزندانشان می فرمودند : «برادرتان علی بن موسی (ع)،دانای خاندان پیامبر است.نیازها و پرسش های دینی خود را از وی فرا گیرید و آن چه را به شما تعلیم داد به خاطر بسپارید.چه این که بارها پدرم امام صادق علیه السلام به من فرمودند:"دانای خاندان پیامبر در نسل توست و ای کاش من او را درک کرده و می دیدم"». (اعلام الوری.315)
سردار خيبر
جزیره داشت از دست می رفت . سنگر محکمی نداشتیم که از خودمان دفاع کنیم . محور طلائیه باز نشده بود و مشکل پشتیبانی داشتیم و دشمن خیالش از طرف طلائیه و بقیه ی جاها راحت شده بود . همه ی فشارها را گذاشته بود روی جزیره . وارد جزیره شده بود . تجهیزات زرهی اش را آورده بود . خطر دفاعی محکمی هم پیدا کرده بود . سخت ترین لحظات عملیات خیبر بود .
نزدیک ظهر بود . من ، همت و باکری باهم بودیم . فکر کنم زین الدین هم بود . داشتیم جمع بندی می کردیم . همه چیز تمام شده که پیام امام رسید . امام پیام داده بود « حفظ جزیره ، حفظ اسلام است » . همت یک دفعه بلند شد . گفت : ” هیچ مشکلی نیست . ما خودمون اسلحه می گیریم دستمون ” . یک تیربار گرفت دستش و گفت : ” من تیربار می گیرم و می رم فلان جا ” . باکری هم یک اسلحه برداشت . گفت : ” من هم می رم فلان نقطه ” . بین رزمنده ها یک شور و هیجانی پیدا شد . شرایط عوض شد . شب دوباره به دشمن حمله کردیم . صبح جزیره در دست ما بود .
(مجموعه خاطرات شهید محمد ابراهیم همت)

فضائل فرستادن صلوات
در كتاب ثواب الاعمال از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده است كه:
« صلوات فرستان بر پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم در محو كردن گناهان ، شديدتر است از فرونشانيدن آب آتش را و سلام كردن بر آن حضرت افضل است از بنده آزاد كردن در راه خدا و دوستی آن حضرت بهتر است از شهيد شدن در راه خدا يا از شمشير زدن در راه خدا » .
هم چنين در همين كتاب از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم فرمودند:
« من در روز قيامت در نزد ميزان خواهم بود و هر كه كفه ی سيئاتش سنگين تر از كفه ی حسناتش باشد ، من صلواتی را كه بر من فرستاده است می آورم و در كفه ی حسنات او می گذارم تا آن كه كفه ی حسنات با آن سنگين تر گردد. »
وصيت نامه ی ياس
پس از وفات حضرت فاطمه سلام الله عليها حضرت علی عليه السلام وصیت نامه ی نوشته شده ی همسرش را آورد و مطالعه فرمود . عبارات و مطالب ارزشمند آن چنین بود :
به نام خداوند بخشاینده ی مهربان
« این وصیت نامه ی فاطمه دختر رسول خداست در حالی وصیت می کند که شهادت می دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد (ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و ( آتش ) جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید و شکی در آن نیست و خداوند مردگان را زنده و وارد محشر می کند .
ای علی ! من فاطمه دختر محمد (ص) هستم . خداوند مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم . تو از دیگران بر من سزاوارتری . حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و هیچ کس را اطلاع نده . تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم . »
(فرهنگ سخنان حضرت فاطمه (س).محمد دشتی)
دوباره شب شد و ظلمت بر آمد کنار قبر زهرا (س) حیدر (ع) آمد
سلام ای بانوی پهلو شکسته علی (ع) را بین سر قبرت نشسته
به خانه می روم رویت ببینم بریزم اشک و با زینب (س) نشینم
بخواب آرام ای ماه یگانه نخواهی خورد دیگر تازیانه
بخواب آرام ای پهلو شکسته علی (ع) بالین قبر تو نشسته
بخواب آرام با رخسار نیلی به پیغمبر (ص) نشان ده جای سیلی
بخواب آرام ای نور دو عینم که من شب ها پرستار حسینم (ع)
منزل حضرت فاطمه سلام الله عليها در خطر تهاجم
به روی قبر زهرای مطهر(س) بگفتا مرتضی(ع) با دیده ی تر
عزیزم از چه گردیدی تو خاموش چرا کردی علی(ع) را تو فراموش
چو در نزد پدر گشتی روانه نشانش ده تو جای تازیانه
بگو عهد تو را امت گسستند ز کینه پهلوی زارم شکستند
قضایا را به نزدش کن حکایت ولی هرگز مکن از من شکایت
علی(ع) با دست خود خشت لحد چید بساط ماتم خود تا ابد چید
پس از ارتحال رسول خدا صلی الله علیه و آله طبق وصیت آن حضرت به امر الهی جانشین رسالت امام علی علیه السلام بوده است ولی هنوز جنازه ی آن حضرت دفن نشده بود که عده ای در سقیفه جمع شده و با یک برنامه ریزی قبلی خلفه ی اول را به خلافت برگزیدند.
دستگاه خلافت برای تثبیت امر و مشروعیت بخشیدن به زعامت خود از حضرت علی خواستند که بیعت کند اما موفق نشدند.سرانجام با اعزام گروهی که در رأس آن ها خلیفه ی دوم بود به در خانه ی حضرت فاطمه آمدندو به زور خواستند که امیرالمومنین بیرون آمده و بیعت نماید.نه امام علی بیرون آمد و نه حضرت فاطمه در را باز کرد. ولی حضرت فاطمه خطاب به عمر گفت:«چرا دست از سر ما برنمی داری؟»
عمر دستور داد هیزم جمع کرده و در را به آتش کشیده وارد خانه شدند.حضرت فاطمه سلام الله علیها که در میان در و دیوار مجروح شده بود با گفتن “بابا یا رسول الله!” استغاثه اش بلند شد و از ستم ابوبکر و عمر شکوه کرد ولی عمر رحمی به او ننمود و با شمشیرش که در غلاف بود به پهلوهای حضرت فاطمه زد و با تازیانه اش دست ها و بازوان دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را متورم ساخت.
حضرت علی در این حال صدای استغاثه ی حضرت فاطمه را شنیده بیرون آمد و به عمر حمله کرد و او را در یک لحظه به زمین افکند و خواست او را بکشد ولی در این لحظه سفارش پیامبر را متذکر شد که باید صبر کند و …
(سیری در سیره ی حضرت زهرا سلام الله علیها.علی اکبر بابازاده)

آخرين لحظات
ای بتول پاک السلام قلب چاک چاک السلام
حاصل جوانی علی(ع) ماه ارغوانی علی(ع)
لحظه ای درنگ کن بمان وقت ناتوانی علی(ع)
بی تو سر بلند می کنند شمنان جانی علی(ع)
بی تو سجده می کند به خاک روح آسمانی علی(ع)
أسماء نقل می کند که:لحظات آخر عمر مبارک حضرت زهرا سلام الله علیها بود.دختر پیغمبر غسل کرد،لباس ها را تغییر داد،مشغول راز و نیاز با خدا شد.
أسماء می گوید:جلو رفتم دیدم حضرت فاطمه رو به قبله نشسته دست ها رابه سوی آسمان بلند کرده می فرماید:"خدایا به حق پیامبرانی که آن ها را برگزیدی،به گریه های حسن(ع) و حسین(ع) در فراق من،از تو می خواهم که از گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذری.”
(فرهنگ سخنان حضرت فاطمه سلام الله علیها.دشتی)
ألسلام عليك يا فاطمه الزهراء سلام الله عليها
عالم صدف است و فاطمه(س) گوهر او گیتی عرض است و این گهر جوهر او
در قدر شرافتش همین بس که زخلق احمد(ص) پدر است و مرتضی(ع) شوهر او
امام باقر علیه السلام فرمودند: « از روزی که پیامبر بزرگوار اسلام دیده از جهان فرو بستند هیچ کس فاطمه (س) را خندان ندید تا آن که از دنیا رفت. »
(مجموعه مقالات الزهراء.ج1.علامه سید محسن امین)
در دل هوس مدینه دارم زهرا (س) کانجا به بقیع سر گذارم زهرا (س)
تو مایه ی امید منی در همه حال من هرچه که دارم از تو دارم زهرا (س)

تغذيه در نوروز
دكتر مسعود كيمياگر، متخصص تغذيه مي گويد:
در ديد و بازديدهاي نوروزي با ميوه ها كه بهترين موهبت هاي الهي هستند از ميهمانان خود پذيرايي كنيد.در بين ميوه ها و مركبات ، سيب از پرخاصيت ترين هاست، درحالي كه موز بسيار كم خاصيت است. خيار اگرچه پر خاصيت نيست، اما چون كالري بسيار كمي دارد و جاي ميوه را مي گيرد، براي كساني كه اضافه وزن دارند يا مراقب قند خون خود هستند بسيار مناسب است.
وي هم چنين توصيه مي كند: در بين مغزهاي موجود در آجيل، گردو و بادام جزو بهترين ها هستند، البته حين خريداري توجه داشته باشيد آجيل كهنه و رنگ كرده هم نباشد.
وي مي گويد: شيريني هاي نوروزي را كوچك انتخاب كنيد تا ميهمانان مبتلا به پرخوري دچار دريافت قند و چربي اضافي نشوند، شيريني گردويي به دليل اين كه بهترين چربي ها در گردو وجود دارد بر شيريني هاي ديگر ارجحيّت دارد، اما سعي كنيد اين شيريني را در اندازه كوچك تهيه كنيد.در سفرهاي نوروزي تا آن جا كه ممكن است غذاي خود را به همراه ببريد، اما اگر مجبور شديد در رستوران غذا صرف كنيد، توجه داشته باشيد كه ظاهر رستوران، وضعيت كاركنان آن و شرايط بهداشتي محيط ، نشانه هاي خوبي از سلامت يا عدم سلامت غذاي آن رستوران است.
اين كارشناس تغذيه توصيه مي كند: غذاهايي را كه با خود به سفر مي بريد نيم پز نكنيد، يا از همان اول غذا را كامل بپزيد يا اين كه در مقصد اقدام به پخت آن كنيد. غذاهاي خشك مثل كتلت و كوكو يا تخم مرغ پخته براي سفر مناسب هستند.ساندويچ را از قبل آماده نكنيد، زيرا وجود گوجه فرنگي، كاهو يا خيار شور سبب مرطوب شدن ماده ی اصلي ساندويچ مي شود و رشد ميكروب ها را سرعت مي بخشد.

پنج دقيقه قبل از اذان ظهر
شهيد امير سپهبد علی صياد شيرازی درباره ی اهميت نماز اول وقت رهبر عزيز فرمودند:
هنوز 24 ساعت از انتخاب آيت الله خامنه ای به رهبری انقلاب اسلامی نگذشته بود كه به من وقت دادند به صورت خصوصی بيست دقيقه قبل از ساعت 12 در دفترشان با ايشان ملاقات كنم.
من كمی زودتر رفتم.وضو گرفته بودم تا برای نماز اول وقت آماده باشم.پنج دقيقه به اذان ظهر مانده بود ديدم سجاده ی آقا پهن كردند.همين كه موقع تماز شد مقام معظم رهبری به سمت سجاده رفتند و نماز اول وقت را با همان حالی كه در زمان امام راحل رحمه الله عليه پشت سر ايشان اقامه می كرديم ، به جماعت خوانديم.
من در آن روز همان اعتقاد عميق حضرت امام نسبت به اقامه ی نماز اول وقت را در سيره ی مقام معظم رهبری ديدم.
(گل های باغ خاطره.حسن صدری مازندرانی) 
معنويت پس از ظهور
در حکومت حضرت مهدی علیه السلاه مردم به گونه ی بی سابقه ای به معنویت روی می آورند و در همه جا آوای اسلام طنین انداز است و آثار مذهب تجلی می کند . به تعبیر برخی از روایات ، اسلام در هر خانه ، کوخ و چادری رخنه می کند چنان که سرما و گرما در آن نفوذ می نماید.در چنین شرایطی استقبال و پذیرش مردم به مظاهر و شعارهای دینی بی سابقه خواهد بود.
استقبال مردم از آموزش قرآن ، نماز جماعت ، نماز جمعه چشم گیر خواهد شد و مساجد کنونی و حتی مساجدی که در آینده ساخته می شود برطرف کننده ی نیاز آنان نخواهد بود.آن چه در روایت است مبنی بر این که در یک مسجد دوازده بار نماز جماعت خوانده می شود دلیل روشنی بر اندازه ی پذیرش مردم نسبت به معنویت و مظاهر دینی است.
امام صادق علیه السلام می فرمایند:« خانه های کوفه به رودخانه ی کربلا و حیره متصل می شود به گونه ای که فرد نمازگزار روز جمعه برای شرکت در نماز جمعه سوار بر مرکبی تیزرو می شود ولی بدان نمی رسد.»
(غیبة طوسی.ص295)
در پاره ای روایات سخن از زدوده شدن کینه های بندگان،اصلاح منحرفان و فاسدان،از بین رفتن حرص و طمع،پدیدار شدن بی نیازی در انسان ها و بالاخره رشد معنویت به میان آمده است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: « خداوند مهدی علیه السلام را می فرستد و به وسیله ی او عظمت را به دین باز می گرداند … در آن روزگار کسی بر کره ی خاکی نیست جز آن که ذکر “لااله الا الله"بر زبان دارد .»
(عیون اخبارالرضاعلیه السلام.ص65)
(فرهنگ الفبایی مهدویت.مجتبی تونه ای)
اروند
اروند از بزرگ ترين رودهای جهان است كه از به هم پيوستن رودهای دجله و فرات در القرنه ی عراق و اتصال رود كارون در خرمشهر به آن تشكيل می شود.اروند به معنی تيز و تندرو و در دوره ی باستان به تمام طول رود دجله و اروند رود امروزی گفته می شد.به اروند،رود وحشی نيز می گويند.در اروند دو نوع جريان وجود دارد:جريان آرام بر سطح آن و جريانی سريع و متلاطم در عمق آن.اين رودخانه به علت جزر و مدها و نوع حركتش اين لقب را گرفته است.اين رودخانه دائم مورد مناقشه ی ايران و عراق بوده و حاكميت مطلق بر اين رودخانه از آرزوهای ديرينه ی حاكمان بغداد بوده است.يكی از اهداف رژيم بعثی عراق در هجوم سراسری به ايران،حاكميت مطلق بر اروند و انتقال مرزهايش به ساحل شرقی اين رودخانه بود.اروند در دوران دفاع مقدس شاهد عمليات والفجر 8 يكی از بزرگ ترين نبردهای دوران جنگ بود.عمليات والفجر 8 در روز 1364/12/20 با رمز «يافاطمه الزهراء سلام الله عليها» با عبور از اروندرود در حد فاصل خسرو آباد تا رأس البيشه آغاز شد و پس از 78 روز جنگ تمام عيار،شهر فاو به تصرف رزمندگان درآمد عمليات دليرانه ای كه تمامی كارشناسان نظامی را متعجب كرد.در شمال شرق شهر اروندكنار و روبروی شهر فاو عراق،بنای يادبود شهدای عمليات والفجر 8 قرار دارد كه8 شهيد گمنام در نوروز سال 1380 همزمان با ايام محرم حسينی در اين محل و در ساحل رودخانه ی اروند به خاك سپرده شده اند.

كيميای سازندگی
” محبت ” كيميای خودسازی و سازندگی است.عشق به خداوند متعال همه ی زشتی های اخلاقی را يك جا درمان می كند و همه ی صفات نيكو را يك جا به عاشق هديه می دهد.كيميای عشق چنان عاشق را جذب معشوق می كند كه هرگونه پيوند او را با هر كس و هر چيز جز خدا قطع می نمايد.
در مناجات محبّين منسوب به امام سجاد عليه السلام آمده است:
« خدای من ! كيست كه شيرينی محبتت را چشيد و يار ديگری برگزيد؟و كيست كه به قرب و نزديكی تو انس گرفت و جدايی تو را طلبيد؟ »
عشق جذاب است چون در جان نشست هم در دل را ز غير دوست بست
مهم ترين ويژگی جناب شيخ (رجب علی خياط (نكوگويان)) و بزرگ ترين هنر او دست يافتن به ” كيميای محبت “ خداست.شيخ در اين كيمياگری تخصص داشت و بی ترديد او يكی از بارزترين مصاديق « يحبّهم و يحبّونه » بود و هر كس به او نزديك می شد بهره ای از كيميای محبت می برد.
جناب شيخ می فرمود:
« محبت به خدا آخرين منزل بندگی است.محبت فوق عشق است.عشق عارضی است و محبت ذاتی.عاشق ممكن است از معشوق خود منصرف شود ولی محبت اين گونه نيست.عاشق اگر معشوق ناقص شد و كمالات خود را از دست داد ممكن است عشق او زايل شود ولی مادر به بچه ی ناقص خود هم محبت و علاقه دارد ».
(كيميای محبت.محمد محمدی ری شهری)
پيروزی انقلاب اسلامی
22 بهمن روز سقوط رژيم سلطنت،روز انقراض شاهنشاهی و روز پايان عمر پهلوی بود.دنيا در اين روز وحدت ملت ايران را شناخت،كاخ ها درهم كوبيده شد.پادگان ها يكی پس از ديگری تسخير و فرماندار نظامی تهران توسط مردم دستگير گرديد ولی وقتی با او مصاحبه می شد هنوز در خيال شاه بود و خود را سرباز و وظيفه شناسی می دانست كه به فرمان اعلی حضرت عمل كرده است،باور نمی كرد كه در چنگ انقلابيون قرار دارد.مردم ساختمان های ساواك و زندان های رژيم شاه را گرفتند.سران درجه اول رژيم به مخفيگاه رفتند و يا فرار كردند،رزمندگان اسلامی در همه جا در تعقيب طاغوتيان بودند.مساجد به مراكز مستحكمی برای مبارزه با ضد انقلاب تبديل شد.روحانيون در همه جا فعاليت چشم گيری داشتند،دولت موقت با اتكا به نيروی رهبری انقلاب و مردم عملاً شروع به كار كرد.عبارت « در طلوع آزادی جای شهدا خالی »در همه جا از جمله تلويزيون نقش بست.ايران آزاد شده بود،رژيم نيرومند شاهنشاهی با آن قدرت عظيم نظامی و حمايت همه جانبه ی خارجی متلاشی شده بود.باور نكردنی بود اما واقعيت داشت…
جوانان مسلح مسلمان در سراسر كشور امنيت و نظم شهرها را برعهده داشتند،همه جا سنگر ساخته شده بود تا حملات پراكنده ی ضد انقلاب را متوقف سازند.فقط دستورات امام خمينی رحمه الله عليه قابليت اجرا داشت.امام در چهره ی يك شخصيت روحانی موفق از آزمايش های بزرگ درآمده كه رهبری انقلاب را با توانايی كامل عهده دار بوده،نقطه ی مهم در تصميم گيری بود.
(تاريخ سياسی معاصر ايران.جلال الدين مدنی)
ثمرات و بركات انقلاب اسلامی
«امروز روز اتحاد و يگانگی است و اين هم از الطاف بزرگ و تأييدات الهی است كه درست برخلاف تصور و خواست فتنه انگيزان و جنگ افروزان همه یتوطئه ها و جنگ ها،به اتحاد و يكپارچگی ملت بيدار و زنده ی ما در برابر ابرقدرت ها می انجامد و ان شاء الله برای هميشه فكر تجاوز و سركوبی انقلاب عظيم اسلامی را از سر اين كوته فكران و خيره سران بيرون خواهد برد.»
(پيام امام خمينی به ملت در مهر 1359)
«بحمد الله انقلاب،اين جدايی را از ميان برداشت كه ايران امروز يك گروه و يك حزب الهی شده است و دولت و قوای نظامی و انتظامی و روحانيون و همه یاقشار مردم در يك صف واحد طولانی قرار گرفته و می خواهند به اسلام و مردم خدمت كنند.»
(سخنرانی امام خمينی در بهمن 1361)
(در جستجوی راه از كلام امام.انتشارات اميركبير)

پرشكوه ترين استقبال تاريخ!
انتظار بازگشت امام پس از خروج شاه را همه داشتند اما هر كسی به نوعی تعبير می كرد.برای اكثريت مردم آمدن امام پيروزی بزرگ بود و برای آزادی و استقلال و حكومت اسلامی،حضور امام را لازم داشتند.قبلاً دولت بختيار سعی داشت اين بازگشت را هر چه ممكن است به تأخير اندازد و آمريكا هم در اين مورد اقدام كرده بود و نظر بر اين بود كه دولت سوسيال دموكراسی بختيار فرصت پيدا كند و به اوضاع به نحوی مسلط گردد اما درست به همين علت امام خمينی رحمه الله عليه می خواستند هر چه زودتر در تهران باشند.
يك شنبه اول بهمن مطبوعات با تيتر درشت نوشتند: « نماز جمعه با امام خمينی در تهران ».
ميليون ها انسان در سرمای بهمن ماه،پيوسته به فرودگاه می رفتند تا قبل از ديگران در استقبال شركت كرده باشند.در آن روز (12 بهمن سال 1357) به ناگاه بلندگوها خبر دادند هواپيمای حامل امام به تهران نزديك می شود.فرستنده ی تلويزيون در حالیك ه آماده ی پخش مستقيم مراسم استقبال بود و لحظه ی ورود امام را در معرض نمايش گذاشت،يك باره قطع شد و به جای آن سرود شاهنشاهیگذاشتند و خشم عمومی را برانگيختند.
امام خمينی رحمه الله عليه اولين سخنان خود را در ايران با تشكر آغاز نمودند و از فرودگاه مستقيماً به بهشت زهرا رفتند.دريايی از انسان ها همه جا موج می زد و اتومبيل حامل امام با كندی حركت می كرد.در ميان راه به دليل ازدحام جمعيت،ورود اتومبيل به بهشت زهرا ديگر امكان نداشت.از هلی كوپتر استفاده شد.امام در بهشت زهرا سخنرانی كردند.ايشان در اين سخنرانی كه پرجمعيت ترين اجتماعات تاريخ بود غيرقانونیبودن رژيم سلطنت و سلطنت پهلوی را با استدلال مطرح نمودند و مصائبی كه مستقيماً ناشی از رژيم طاغوتیاست را برشمردند و با زبانی همه فهم خطوط آينده را ترسيم نمودند.

در بيان حقوق مؤمنان
معلی بن خميس از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيد كه حقّ مسلمان بر مسلمان چيست؟
امام عليه السلام فرمودند:«هفت حق است كه هريك از آن ها واجب است و اگر يكی از آن ها را ترك كند از دوستی و اطاعت خدا به در رود.»
پرسيد كه آن ها چيست؟
فرمودند:«می ترسم كه بدانی و به عمل نياوری و رعايت آن ها نكنی.آسان ترين آن حقوق آن است كه آن چه از برای خود دوست می داری از برای او دوست داری و آن چه از برای خود نمی خواهی از برای او نخواهی.دوم آن كه بپرهيزی از غضب او و پيروی خشنودی او بكنی و آن چه فرمايد اطاعت كنی.سوم آن كه ياری به جان و مال و به زبان و دست و پا.چهارم آن كه ديده و راهنما و آئينه ی او باشی.پنجم آن كه تو سير نباشی و او گرسنه باشد و تو سيراب نباشی و او تشنه باشد و تو پوشيده نباشی و او عريان باشد.ششم آن كه اگر تو خدمتكار داشته باشی و او نداشته باشد واجب است كه خادم خود را بفرستی كه جامه اش را بشويد و طعامش را بسازد.هفتم آن كه اگر تو را قسم دهد به عمل آوری و اگر تو را به خانه دعوت كرد قبول كنی و اگر بيمار شود به عيادتش بروی و اگر بميرد به جنازه اش حاضر شوی و اگر دانی كه حاجتی دارد پيش گيری به برآوردن آن پيش از آن كه از توسؤال كند.چون چنين كنی پيوند كرده ای محبت خود را به محبت او و محبت او را به محبت خود.»
و در حديث ديگری فرمودند:«هيچ عبادتی نزد خدا بهتر از ادا كردن حقّ مؤمن نيست.»
(حليه المتقين.علامه محمد باقر مجلسی.صص 200 الی 201)
چرا حضرت اباالفضل عليه السلام آب نياشاميدند؟
مورخان ذكر كرده اند كه حضرت اباالفضل العباس عليه السلام اراده ی رفتن به ميدان نمودند،امام حسين عليه السلام از او خواستند تا برای اطفال آب بياورد.حضرت عباس عليه السلام مشك را برداشتند،سوار بر اسب شدند و به طرف شطّ فرات حركت نمودند.چهار هزار نفر او را احاطه كرده و از هر طرف به او تير اندازی نمودند.ولی حضرت توجهینكردند و دشمن را به تنهايی از كنار شط دور زدند.با آرامش تمام كنار نهر فرود آمدند.دست بردند،مشتی آب برداشتند،چون خواستند بياشامند به ياد تشنگی امام حسين عليه السلام و اطفال و خانواده ی حضرت افتادند.آب را بر روی آب ريختند و آن شعر معروف را خواندند:
يا نفس! من بعد الحسين (ع) هونی
و بعده لاكنت أن تكونی
هذا حسين (ع) وارد المنون
و تشربين بارد المعين
تاالله ما هذا فعال دينی
«ای نفس!بعد از حسين (ع) خوار باشی و بعد از او زنده نباشی.اين حسين (ع) است كه بر مرگ وارد شده ولی تو آب سرد و گوارا می آشامی.به خدا سوگند اين از عملكرد دين من نيست.»
آن گاه مشك را پر از آب كرده و سوار بر اسب شدند و به طرف خيمه ها حركت كردند.دشمن راه را بر او بست…
سؤال شد كه چرا حضرت عباس عليه السلام آب نياشاميدند تا سيراب شده با قوت و نيروی بيشتر بر دشمن حمله كنند و آنان را نابود سازند و از اين راه بتوانند به امام حسين عليه السلام و دين اسلام بيشتر خدمت كنند؟
اولاً:هدف امام حسين عليه السلام در واقعه یكربلا كشتن عموم مردم نبود بلكه هدف اصلی حضرت،بيداری امت اسلامی است و كشتن دشمن بايد در حد ضرورت باشد.
ثانياً:مسأله ی اثبات مظلوميت امام حسين عليه السلام است كه در طول تاريخ مردم را به ايشان متوجه ساخته و دل ها را سوزانده است و منجر به نهضت ها و شورش هايی عليه حكومت يزيد و يزيديان شده است.
ثالثاً:حضرت اباالفضل عليه السلام میدانستند كه چه آب بياشامدند و چه نياشامدند او و برادرش امام حسين عليه السلام كشته خواهند شد لذا چه بهتر با لب عطشان به ملاقات پروردگارش رفته و به شهادت نايل آيند.
رابعاً:حضرت عباس عليه السلام اين را خيانت میدانستند كه خود آب بياشامند در حالی كه امام حسين عليه السلام و خانواده اش و تمام اهل بيتش تشنه هستند.اين خلاف ادب است كه امام تشنه باشد و انسان خود را سيراب كند.
خامساً:ايثار از سجايا و اخلاق نيكوی اهل بيت عليهم السلام بوده است.حضرت عباس عليه السلام در اين واقعه نهايت ايثار و از خود گذشتگی را نسبت به امام حسين عليه السلام و اهل بيت ايشان نشان دادند.
(واقعه ی عاشورا و پاسخ به شبهات.علی اصغر رضوانی)
عطشان به كنار آب يعنی عباس (ع)
منظومه ی شعر ناب يعنی عباس (ع)
جانبازترين ستاره در وادی خون
مردانه ی بی حساب يعنی عباس (ع)
جانبازی بیشماره يعنی عباس (ع)
سجاده ی پرستاره يعنی عباس (ع)
بر دفتر سبز عشق پايانی نيست
معشوق هزار باره يعنی عباس (ع)
چرا امام حسين عليه السلام اهل بيتشان را همراه خود آوردند؟
يكی از سؤال هايی كه در رابطه با قضيه ی كربلا مطرح است اين است كه امام حسين عليه السلام با وجود آن كه می دانستند در اين راه به شهادت می رسند و بين ايشان و لشكر كوفه درگيری و جنگ اتفاق خواهد افتاد و در نهايت اهل بيتشان به اسارت می روند،چرا آن ها را در اين سفر به همراه آوردند؟
پاسخ اول:يكی از عادات عرب اين بوده كه زن و عيالات را همراه خود در جنگ ها می آوردند.
پاسخ دوم:امام حسين عليه السلام از آن جا كه در اين قيامشان رسالتی عظيم را بر دوش دارند كه همان بيداری امت اسلامی است و اين رسالت احتياج به طی مراحل دارد،يك مرحله ی آن توسط شهادت افراد تحقق پيدا می كند و در مرحله ی دوم كه بعد از شهادت محقق می شود بايد با خطابه ها و اظهار مظلوميت اهل بيت عليهم السلام و ظلم هايی كه از طرف يزيد و دستگاه خلافت بر آن ها وارد شده،ادامه يابد تا رسالت حسينی عليه السلام كامل شود.اين بخش دوم را خانواده ی امام حسين عليه السلام و اسيران كربلا به نحو احسن به اتمام رساندند.
امام حسين عليه السلام می دانستند كه اگر خودشان و فرزندان و اصحابشان كشته شوند و اهل بيت ِ به اسارت رفته ی ايشان آن افشاگری ها را نكنند،همه ی خون ايشان به هدر می رود.لذا امام حسين عليه السلام همراه داشتن خانواده شان را ضروری می دانستند.
آن روز كه آهنگ سفر داشت حسين (ع)
از راز شهادتش خبر داشت حسين (ع)
اين بود سقينه النجاه و همره
هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسين (ع)
تلاوت قرآن در شام
قطب الدين راوندی می گويد:منهال بن عمر گفته است:چون سر مطهر امام حسين عليه السلام را به دمشق آورده،بر نِی حمل كردند،من پيش روی او بودم.شخصی سوره ی كهف را می خواند تا رسيد به آيه ی شريفه ی «أمْ حَسِبْتَ أنَّ أصْحابَ الكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً»:آيا پنداشتی كه واقعه ی اصحاب كهف و رقيم از آيات شگفت ماست؟
به خدا سوگند ! ناگاه آن سر مطهر به سخن آمد و با زبان فصيح فرمودند:«شگفت تر از اصحاب كهف، واقعه ی شهادت و بردن من بر نِی است !»
(بحارالانوار.ج45.ص188)

«آوردن امان نامه برای حضرت عباس عليه السلام و برادرانش»
ابن اعثم می گويد:عبدالله بن ابومحلّ بن حزام برخاسته (به ابن زياد) گفت:فرزندان خواهر ما با حسين (ع) اند.چنان چه امان نامه ای برای ايشان بنويسی بر ما منت نهاده ای .عبيدالله بن زياد پذيرفت.عبدالله از جانب ابن زياد امان نامه ای برای عباس عليه السلام،جعفر و عثمان،فرزندان ام البنين نوشت.غلام عبدالله امان نامه را به ايشان ارائه داد.
آنان فرمودند:"برای ما امان نامه ی خدا از امان نامه ی ابن زياد بهتر است.”
نيز شمربن ذی الجوشن آمد تا در برابر لشكرگاه امام عليه السلام ايستاد و با صدای بلند فرياد زد:فرزندان خواهر ما،عبدالله و جعفر و عباس بن ابی طالب عليه السلام كجايند؟
امام حسين عليه السلام فرمودند:«به او اگرچه فاسق است پاسخ دهيد كه او از دايی های شماست.»
آنان ندايش كردند:"چه می خواهی؟”
گفت:فرزندان خواهر! شما در امانيد.خود را با برادر خود حسين (ع) به كشتن ندهيد و به فرمان يزيد درآييد!
عباس بن علی عليه السلام فرمودند:"مرگ بر تو ای شمر! خدا تو و اين امان نامه ات را لعنت كند! ای دشمن خدا! آيا دستورمان می دهی در فرمان اين لجوج حق نشناس درآييم و دست از برادر خود حسين عليه السلام برداريم؟!
شمر خشمگين به سپاه خود برگشت.
(اعيان الشيعه.ج1.ص600)

اكمال دين،ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام
اكمال و اتمام نعمت دين و نا اميدی مشركان از تعرّض و دست اندازی به اسلام و خشنودی ذات اقدس ربوبی از جاودانگی اسلام هنگامی محقق می شود كه قائم مقامی صالح و مورد تأييد خدا و رسول برای نبوت منصوب شود تا بتواند از همه ی دستاوردهای دين خفاظت كند و امور مسلمين را تدبير نمايد و هدايت امت را به عهده بگيرد و در عين حال بر سبك و سياق آورنده ی دين و گيرنده ی پيام وحی دانا و پای بند باشد. چنين انتخاب و انتصابی موجب نا اميدی كافران می گردد.آنان پس از انتخاب جانشين توسط رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم نا اميد و سرخورده شدند.به همين دليل پس از درگذشت رسول خدا صلی الله عليه و آله و سلم لحظه ای درنگ نكردند و در سقيفه گرد هم آمدند و در برابر نصّ صريح پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله وسلم،شخصی را به عنوان جانشين او برگزيدند و با او بيعت كردند.

«تقسيم فلسطين مردود است»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بين المللی حمايت از انتفاضه ی فلسطين:
“تقسیم فلسطین مردود است”
صفحهی کلی و اجمالی فلسطین در شصت و چند سال گذشته، پیش روی ماست. آینده را باید با نگاه به آن و درس گیری از آن تنظیم کرد .
دو نکته را پیشاپیش باید روشن کرد :
اول : اینکه مدّعای ما آزادی فلسطین است، نه آزادی بخشی از فلسطین . هر طرحی که بخواهد فلسطین را تقسیم کند، یکسره مردود است. طرح دو دولت که لباس حق به جانبِ « پذیرش دولت فلسطین به عضویت سازمان ملل » را بر آن پوشاندهاند، چیزی جز تن دادن به خواسته صهیونیست ها یعنی « پذیرش دولت صهیونیستی در سرزمین فلسطین » نیست.این به معنی پایمال کردن حق ملت فلسطین، نادیده گرفتن حق تاریخی آوارگان فلسطینی و حتی تهدید حق فلسطینیان ساکن سرزمین های ١٩٤٨ است. به معنای باقی ماندن غدهی سرطانی و تهدید دائمی پیکرهی امت اسلامی،مخصوصاً ملت های منطقه است. به معنای تکرار رنج های دهها ساله و پایمال کردن خون شهدا است.
هر طرح عملیاتی باید بر مبنای اصل: «همه فلسطین برای همه مردم فلسطین » باشد. فلسطین، فلسطین« از نهر تا بحر » است، نه حتی یک وجب کمتر. البته این نکته نباید نادیده بماند که ملت فلسطین همان طورکه درغزه عمل کردهاند،هربخش ازخاک فلسطین را که بتوانند آزاد کنند،به وسیله دولت برگزیده ی خود،اداره امورآن را برعهده خواهند گرفت ولی هرگز هدف نهائی را از یاد نخواهند برد.
نکتهی دوم :آن است که برای دستیابی به این هدف والا، کار لازم است نه حرف؛ جدی بودن لازم است نه کارهای نمایشی ؛ صبر و تدبیر لازم است نه رفتارهای بیصبرانه و دچارتلوّن.باید به افق های دورنگریست وقدم به قدم با عزم وتوكّل وامید به پیش رفت. دولت ها و ملت های مسلمان، گروه های مقاومت در فلسطین و لبنان و دیگر کشورها، هر یک می توانند نقش و سهم خود از این مجاهدتِ همگانی را بشناسند و باذن الله جدول مقاومت را پر کنند .
